حاج قاسم سلیمانی" فردی بخشنده و مجاهدی با سابقه زیاد در جهاد فی سبیل الله است.به "آلسعود" قول دادهام روزی در کنار "خانه خدا" سلفی میگیرم.باعث افتخارم است که کنار "حاج قاسم" علیه داعش میجنگم و افتخار میکنم که وی فرمانده من است."تیربار نفربر" سلاح مورد علاقهام است و بلند کردن این تیربار کار هر کسی نیست.هدف ما نابودی داعش است و سپس "نابودی استکبار" را در دستور کار قرار دادهایم.مقام معظم رهبری را "نایب بر حق امامزمان(عج)" میدانم.هر زمان خطری برای ایران پیش بیاید، نخستین فردی هستم که برای دفاع حاضر میشومداعش برای سر من جایزه قرار داده اما به خواست خدا تاکنون جایزهای از ناحیه من گیرشان نیامده است!نیروهای "فاطمیون" را هیچکس نمیتواند دست کم بگیرد.داعش را در "هر جای عالم" که باشد برای نابودیاش اقدام میکنیم.
رضا اسماعیلی در بهمن ماه ۹۲ به شهادت رسید و حالا در پنجمین سالگرد شهادت این شهید مدافع حرم فاطمیون روایت شهادت او یادآور فداکاری رزمندگان افغانستانی در سوریه است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، رضا اسماعیلی، جوان افغانستانی بود که با تشکیل تیپ فاطمیون به صف مدافعان حرم حضرت زینب (س) پیوست و در بهمن ماه سال 1392 به شهادت رسید. او یک جوان افغانستانی ساکن مشهد بود. یک جوان ورزشکار و نائبقهرمان وزن 55کیلوگرم پرورش اندام استان خراسان رضوی بود. حدودً 19 سال داشت و در دانشگاه فردوسی مشهد مشغول تحصیل بود. رضا در نبرد با تکفیریها نمونه نداشت، بسیاری از دشمنان را به جهنم فرستاده بود.
در نبرد آزادسازی شهرک شیعهنشین زمانیه، بسیار شجاعانه جنگید و بعد هم اسیر دست پیروان یزید شد. هنوز ساعتی از اسارت رضا اسماعیلی نگذشته بود که در شبکههای مجازی تصاویر او پخش شد. سر بریده رضا بر دستان آنها میچرخید. دوستانش عملیات را ادامه دادند و شهرک آزاد شد و پیکر رضا به دست آمد، اما سربریدهاش نه. رضا اسماعیلی در بهمن ماه 92 به شهادت رسید و حالا در پنجمین سالگرد شهادت این شهید مدافع حرم فاطمیون روایت شهادت او یادآور فداکاری رزمندگان افغانستانی در سوریه است.
اولین شهید مدافع حرم، محرم ترک
دختر محرم ترک:
انشا دختر محرم ترک برای پدرش :
«به نام خدا
موضوع : محرم ترک
شهید محرم ترک از کشور سوریه در برابر دشمنان دفاع کرد و در این دفاع جان داد و شهید شد. ایشان می فرمود: « هرجایی ظلمی به مسلمانان شود باید برود و کمک کند.»
ایشان در صحنه بمب گذاری شهید شدند و نامی نیکو از خود باقی گذاشتند. میخواهم خاطره ای به یاد ماندنی از پدرم بگویم: ما در شهر[کشور] سودان و در یک شهر فقیر بودیم که بیشتر مردم آنجا چادر نشین بودند. روزی پدرم با چند جعبه به خانه آمد و به من و مادرم گفت: چند تا از وسایلی که نیاز نداریم را در جعبه ها بگذاریم و به مردم چادرنشین بدهیم. من هم اسباب بازی که دوست داشتم را به پدر دادم، نامش عسل بود. من تا به حال عروسکی را به اندازه او دوست نداشتم. ما وسائل را به مردم چادر نششین دادیم و آنها هم با زبانشان از ما تشکر کردند. من هم هنوزِ هنوز خوشحال هستم.
پدر من هم قبل از غذا به من می گفت که بگویم بسم الله و بعد از غذا الحمدلله بگویم.
من صدای پدرم را که قبل شنیده ام دوست دارم. صدای پدرم بسیار نرم بود و صدای تلاوت قرآنش بسیار زیبا بود و صدایی که همیشه در زمزمه می گفت من خیلی دوست داشتم وقتی می گفت: الحمدلله. الحمدلله.
پدرم زیبا سخن می گفت و نرم و آرام. وقتی من را صدا می زد انگار تمام دنیا را به من داده بودند. صدای پدرم همیشه در گوشم بود که می گفت: فاطمه . فاطمه .»
وصیت نامه شهید مجید قربان خانی:
سلام عرض می کنم خدمت تمام مردم ایران، سلام می کنم به رهبر کبیر انقلاب و سلام عرض می کنم به خانواده عزیزم، امیدوارم بعد از شهادتم ناراحتی نداشته باشید و از شما خواهش می کنم بعد از مرگم خوشحال باشید که در راه اسلام و شیعیان به شهادت رسیدم.
صحبتم با حضرت امام ای، آقا جان گر صد بار دگر متولد شوم برای اسلام و مسلمین جان می دهم.
و از رهبر انقلاب و بنیاد شهید و سپاه پاسداران و همین طور بسیج خواهشمند هستم که بعد از به شهادت رسیدن من، هوای خانواده ام را داشته باشید.
والسلام و علیکم و الرحمة الله و برکاته
درباره این سایت