ﻳﻚ ﻫﻔﺘﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺷﻬﺎﺩﺗﺶ ﺍﺯ ﺳﻮﺭﻳﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ آﻣﺪ؛ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺷﺐ ﺑﻮﺩ؛ نیمه ﺷﺐ ﺩﻳﺪﻡ ﺻﺪﺍی ﻧﺎﻟﻪ ﻭ ﮔﺮﻳﻪ ﺟﻬﺎﺩ می‌آﻳﺪ؛ ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﺶ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﻻی ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﺩﻳﺪﻡ «ﺟﻬﺎﺩ» ﺳﺮﺳﺠﺎﺩﻩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﻋﺎ ﻭ ﮔﺮﻳﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ (عج) ﺻﺤﺒﺖ می‌ﻜﻨﺪ. ﺩﻟﻢ ﻟﺮﺯﻳﺪ ﻭلی ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﻣﺰﺍﺣﻤﺶ ﺷﻮﻡ. ﻭﺍﻧﻤﻮﺩ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﭼﻴﺰی ﻧﺪﻳﺪﻡ .ﺻﺒﺢ زمانی ﻛﻪ ﺟﻬﺎﺩ می‌ﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﻭﺩ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓظی ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﻃﺎﻗﺖ ﺑﻴﺎوﺭﻡ؛ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﭘﺴﺮﻡ ﺩﻳﺸﺐ چه ﻣﻴﮕﻔتی؟ ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ بی ﻗﺮﺍری می‌کردی؟ چه شده؟! «ﺟﻬﺎﺩ» ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻃﻔﺮﻩ ﺑﺮﻭﺩ ﺑﺮﺍی ﻫﻤﻴﻦ ﺑﻪ ﺭﻭی منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

بیت کوین ساز خرید اینترنتی اخبار و حواشی دنیای تکنولوژی کتابخانه عمومی مهتاب دانلود فیلم جدید Ronix کالای ارزان